خرید بک لینک
طرف یه کاریکاتوریسته و نمایشگاه برپا کرده که"سگ فحش نیست". اولا که سگ اتفاقا بدفحشیم هست. سگ فحش نیست چیه این وسط؟ به یکی سگ صفتی رو نسبت بدی خودش هزارتا فحش که هست هیچی ربطیم به حقوق حیوانات نداره. نه آدما دست از سر آزار این حیوونا برمیدارن نه اونا میان از ما تشکر میکنن که از سگ به عنوان فحش استفاده نمیکنیم. یه سریم که واسه نشون دادن خودشون تند تند پاشدن رفتن اونجا و از فحش نبودن سگ حمایت کردن. ثانیا پس چرا حقوق الاغ و میمون و شتر و خر و قاطر و اسب و راسو و دیگر حیوانات محترم رو در نظر نمیگیرید؟! ما اینارو هم به عنوان فحش استفاده میکنیما! حالا از همهی اینا گذشته ، اومده پست گذاشته تو اینستاگرامش با این مقدمه که نباید سطحی فکر کرد، احساساتی شد، نظر بی دانش داد؛ و در ادامهش نظرش رو که کاملا با دانش روز دنیا مطابقت میکنه و اصلا سطحی نیست(؟) رو ارائه داده که بردارید ملتی که بدبختن و فقیرن و تو قبر میخوابن رو عقیم سازی کنید. حالا کدوم دانش روز؟ براساس علم دامپزشکی که دارن سگ ها و گربه هارو عقیمشون میکنن. بگیرن اینارو به زور تو همون قبر و زیر پل عقیم کنن که مشکلاتشون ریشهای حل بشه و یک

برچسب: تو فقط یه هوشنگی, نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 19:09

کمتر میشود که با آب گرم دوش بگیرم و آب سرد را ترجیح میدهم. غیر از آن هر وقت شیر آب آشپزخانه را باز میکنم و قبلش حاج خانم(مادرم) از آن استفاده کرده باشد، یک آن از شدت سوختن میخورم به سقف و برمیگردم. حالا همین مسئله حکایت امروز صبحم را اندوه بار و در آن واحد مضحک کرده بود. از این قرار بود که امروز صبح را در معیت دوستان به حمام عمومی رفتم محض خاطر اینکه تجربه کنم که اگر فردا روزی فرزندمان پرسید حمام عمومی چیست بتوانم سرم را بالا بگیرم(!) و توضیحی مبسوط و تصویری ارائه بدهم. القصه که رفتیم نمره ای گرفتیم و آنگاه داخل شدیم. آخر قضیه را همین اولش بگویم که تا وقتی که جانم از دست این حمام آزاد شد زجر کشیدم. به کابوس وار ترین شکل ممکن آب حمام جوش(نه داغ) بود و به هیچ صراطی هم نمیشد کمی و فقط کمی متعادلش کرد. بنده هم در نهایت استیصال دیدم که نمیشود همین طور خشک خشک بروم بیرون و بعد این دوستان ناباب سوژهام کنند؛ زین جهت آب دوش را مشت مشت میگرفتم، فوتش میکردم و به سر و صورتم میزدم. کف دستم کم کم آب پز میشد که دیدم خب بحمدلله مقدار قابل قبولی خیس شدهام. اما عجیب بود که دوستانم از همین آب با همان

برچسب: نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 19:09

همان طور که نمیتوان با عقل، مهر مادری، اینترنت، یا مفهوم "خیر" مخالفت کرد، با "واقع گرا بودن" نیز نمیتوان مخالفت کرد. توصیف مقدماتی و طرحگونهی آن را میتوان از طریق مقایسهاش با دو نگرش بانفوذ معاصر قدری بیشتر توضیح داد؛ دو نگرشی که تقریبا درست در نقطهی مقابل "واقعگرایی" -آنطور که من از این واژه میفهمم- قرار میگیرند. یک شیوهی مرسوم عدول از واقعگرایی تلاش برای ساختن جامعهای در مسیر یک نظام قانونی آرمانی بر محور یک سلسله حقوق است. شیوهی دیگر این است که با تکیه بر یک فضیلت سیاسی ادعایی از میان فضیلتهای متکثر انسانی و آن وجوهی از سیاست و جامعه که قابل تحسیناند به تدوین یک نظریهی سیاسی تمام عیار اقدام کنیم. در اینگونه نظریههای سیاسی، نظریهپرداز بدون توجه به زمینههای اجتماعی که این فضیلت در آن ریشه دارد، یا بدون توجه به تاریخ جامعه، تلاش میکند یک " تحلیل مفهومی" دربارهی درک "ما" از آن فضیلت ارائه دهد و بعد نظریهای آرمانگرایانه بسازد مبنی بر اینکه اگر قرار باشد جامعهای کاملا بر پایهی این فضیلت ساخته شود ، چگونه جامعهای خواهد بود. نظریهی سیاسی "واقع گرایانه" به معنایی

برچسب: واقع گرایی و تربیت,واقع گرایی ویکی,واقع گرایی وابسته به مدل, نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 19:09

دوستم را بعد از دو سال دیدم. گفت: نشستم حساب کردم که اگر دو سال پیش به حرفی که زده بودی عمل میکردم الان تقریبا چهار برابر سرمایهای که دارم، داشتم. الان میخوام باز برگردم و با همون رویه جلو برم تا ضرری که کردم جبران بشه. هرچند مغز اقتصادی خوبی دارم اما هیچوقت خودم نفعش را نبردم. پیشنهادم را به دیگران دادهام که استفاده کرده یا نکردهاند و یا خودم پشت پرده بودهام و کس دیگری وارد گود شده؛ خودم هم این ته مَه ها یک چیزهایی نصیبم شده. حالا آنها که مثلا گاهی سودهای خوبی کردهاند بعضیهایشان تشکر کردند و یک نفرشان هدیهای هم داد اما هیچوقت تعارف هم نزدند که: بیا باهم بخوریم بقیهش رو!

برچسب: نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 19:09

به یک سفر طولانی میرم :)

برچسب: نویسنده: مانی حکیمی تاريخ: دوشنبه 13 دی 1395 ساعت: 19:08

صفحه بندی